تبلیغات
❁◕ ‿ ◕❁ خاطرات نوجوانی❁◕ ‿ ◕❁
 
❁◕ ‿ ◕❁ خاطرات نوجوانی❁◕ ‿ ◕❁
خاطرات نوجوانی - کلیک هایتان برروی چشم
پنجشنبه 10 بهمن 1392 :: امینه
سلام دوستان می خوام یک وبلاگ  جدید تو بلاگفا درست کنم آخه امکانات  میهن بلاگ خیییییییییلی کمه از همه دوستان تقاضا دارم که  آدرس وبلاگ جدیدمو تو لینکاشون تغییر بدن

مرسی

این هم آدرس وبلاگ جدیدم

amineh20.blogfa.com





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 3 بهمن 1392 :: امینه
                                           به این میگن بیمار با روحیه





بدون شرح ...!


http://200shesh.ir/images/photos/7-922/71.jpg



ربنا آتنا گوشیاً باکلاسا ارزاناً لمسیا اصلُهُ فنلانداً ترجیحاً نوکیا برحمتک یا آتی اللوازم والاحتیاجات ...



دیروز یه بسته هوا خریدم از شانس من چند تا چیپسم توش بود !!!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 28 دی 1392 :: امینه
سلام
عاقا یه سوال چرا قالب وبلاگ من این جوریه هر قالبی که میذارم کامل قالبه باز نمیشه مثل الان که نصفش اون قالب قبلیه است نصف دیگش ای قالب جدیده لطفا کمک کنید

آخ راستی یه خبر داداشم همون که 10 سالشه برا خودش وبلاگ درست  کرده شما بگین من سرمو کجا بکوبونم ؟؟هان شما بگین آخه..

ما هم سن این بودیم نمیدونستم کامپیوتر با کدوم
ک نوشته می شه بعد این..... ای روزگار....هییییییی

راستی اصلا واقعا باکدوم
ک هستش؟؟؟

اینم آدرس وبلاگش برین یکم بهش نظر بدین تا کمی خوشحال بشه  بچم


MADRIDMADRID.BLOGFA.COM

فوتبالیه وبلاگش ولی

اووووممم دیگه  همین



فعلا




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 26 دی 1392 :: امینه
 

همیشه از بچگی به این فكر میكردم كه تو جعبه ی مدادرنگیم رنگ


سفید بی كاربرده و الكی وجود داره ....



بزرگتر كه شدم دنبال همون مداد سفید گشتم كه تو بچگی گمش


 كرده بودم ....



دنبالش گشتم تا بهش بگم ....



بیا و تو سیاهی های این شهر نقش ماه و ستاره ها رو بكش ....



بیا و نوید صبح رو بده ....



بیا كه جای خالیتو هیچ رنگی پر نمیكنه ....



  

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 25 مهر 1392 :: امینه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 25 مهر 1392 :: امینه
سلام دوستان خوبین؟چ خبر از مدرسه ها ؟ببخشید خیلی سرم شلوغه اصلا وقت واسه وب اومدن ندارم، از این به بعد دیر تر میام آپ می کنم
راستی بچه ها دیشب دوباره دادشم رفت  بیمارستان آپاندیس گرفته همون دیشب هم عملش کردن  الآن بهتره فقط یکم درد داره اصلاای داداش من شانس نداره همین چند وقت پیش بیمارستان بود
فعلا همین لطفا براش دعا کنید که زود تر خوب بشه
بابای




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 26 شهریور 1392 :: امینه
سلااااااااااام من اومدم با یک آپ باحال

ﺍﻭﻟﻴﻦ ﻛﺎﺭﻯ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺑﭽﮕﻰ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺧﻮﺩﻡ ﻳﺎﺩ ﺑﮕﻴﺮم

ﻧﺎﺧﻦ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﻮﺩ، ﭼﻮﻥ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻨﺪ ﺍﻭﻝ ﺍﻧﮕﺸﺘﻢ ﺟﺰﺀ

ﻧﺎﺧﻦ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻰ ﻛﺮﺩ :|
::
*
::

پسره ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ :
ﭘﻨﺞ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ ﺑﺪﻩ

ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﭼﯽ ؟

ﭼﻬﺎﺭ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ
!
ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ؟

ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻭ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ ﻣﯿﮕﯿﺮﻥ

ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﯿﺎﻥ

ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭘﻮﻧﺼﺪ ﺗﻮﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ؟

ﺑﺎﺑﺎﯼ ﻣﻦ ﺳﯿﺼﺪ ﺗﻮﻣﻦ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﺍﺩ ﮐﻪ

ﻣﻦ ﺑﺨﻮﺍﻡ ﺩﻭﯾﺴﺖ ﺗﻮﻣﻦ ﺑﺪﻡ
!
ﺑﯿﺎ ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻦ ﺻﺪ ﺗﻮﻣﻦ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮ

ﭘﺴﺮﻩ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﺩﯾﺪ

ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺗﻮﻣﻨﯿﻪ ! :دی

::
*
::

رفتم الکتریکی محلمون گفتم: زنگ درمون خرابه
یاروگفت: برو میام درست میکنم

هرچی منتظر شدم نیومد

رفتم مغازش میگم چرا نیومدی؟

میگه اومدم هر چی زنگ زدم هیچکس درو باز نکرد

::
*
::

امشب سر به موضوع الکی که حق با من بود با بابام حرفم شد
بابام هم میخواست معذرت خواهی کنه

هم غرورش نمیذاشت

طی یه حرکت انقلابی رفت کولر و روشن کرد
!
::
*
::

آدم باس یه رفیق داشته باشه ، شبای امتحان بزنگه بهش بگه :
چند صفحه خوندی؟

اونم بگه :چیووووو؟؟؟؟

تا یه کم دلش گرم شه
!
::
*
::

دیدید این فیلمارو که بچه گم میشه وقتی پدر مادرش پیداش میکنن
نیم ساعت تو بغل همدیگه گریه میکنن

والا ما که بچه بودیم گم که میشدیم

بعد از اینکه پیدامون میکردن نیم ساعت کتک میخوردیم

::
*

راستی دوستان داداشم حالش کاملاخوبه(از منم بهتره) از همه اونایی که تو این مدت براش دعا کردن واقعاااا ممنونم....
تولد امام رضا رو هم به همتون تبریک می گم من که مشهدی ام تواین چند روز فعلا نتونستم برم هر کسی که میره حرم نایب الزیاره ما هم باشه..

فعلا




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 شهریور 1392 :: امینه
سلام دوستان،اصلا حالم خوب نیس ،دلم گرفته آخه داداشم فردا عمل داره همه میگن خیلی عمل آسونیه سریع خوب میشه ولی خوب بازم نگرانشم ...

درسته که تو روز های عادی کلی باهم کل کل و دعوا می کنیم و می خوام سر به تنش نباشه ولی در هر صورت داداشمه و دوستش دارم آخه هنوز 10 سالشه و سنش برای عمل کمه...خلاصه که بچه ها لطفاااااااااااا برا داداشم دعا کنن که خوبه خوب بشه و برگرده خونه و بازم بشه بلای جون من و باعث سرگرمی من از طریق کل کل و اذیت کردنش،هر وقت که خونه  نیست من افسرده میشم آخه دیگه کسی نیست که باهاش دعوا کنم بعد مامانم از تو آشپزخونه داد بزنه:امیننننننه ولش کن،بسه دیگه......


دخترااا قدر داداش ها تونو بدونین اگه اونا نباشن کی میخواد مامان ها رو زجر بده،
کی می خواد باعث تفریح
ما بشه،اگه داداش ها نباشن با کی می خواین کل کل کنین،
کیه که بره نون بخره(داداش من که هیچ وقت
نون نمی خره)،
کیه که بهش بگی برو آشغالا رو بذار بگه من نمی رم میترسم بعد ما کلی بهش بخندیم،
 کی وقتی یک سوسک میاد تو خونمون دلمون خوشه که یک مررررررررررررررد تو خونه داریم بعد وقتی دنبال همون مثلا مررررد بگردی که بهش بگی بیا سوسک رو بکش ببینی خودش سوسک شده رفته تو 100 تا سوراخ قایم شده و........


من که یک کار مفید تو زندگی این پسرا ندیدم،شما دیدید آیا؟؟؟؟؟

دیگه همین بچه ها تورو خدا دعا یادتون نره هم برا داداشم هم تمام مریضانی که به دعا  شما عزیزان  محتاج اند.


یا علی...


                  





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 شهریور 1392 :: امینه
سلاااااااااااااام،وای چه قدر دلم برا تون تنگیده بود

ببخشید که خیلی دیر شد ..آخه مشکلی پیش اومد ...
قول قول میدم که بیشتر بیام،راستی دوستان چه خبر ؟ تابسون خوش گذشت؟
13 روز دیگه مدرسه شروع میشه،من که خیلی خوشحالم آخه خسته شدم بس که خوردم و خوابیدم یکم نیاز به تغییر و تحول ، شیطنت و مسخره کردن  معلم ها دارم به شدت...


شما چه طور ،شما هم مثل من هستید آیا؟؟؟؟؟؟؟

کتاب ها هم از دیروز اومده من که دیروز گرفتم جلدشون هم کردم...
خب،فعلا همین بای تا های(این دفعه قول میدم زود های کنم)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 مرداد 1391 :: امینه

سلام،خوفین؟

نماز روزه ها قبول،دیشب عروسی بود،ای خوب بود بد نبود از اون عروسیایی بود که آهنگو بزنو برقص نداشتن مامانم که میگه عروسی این جوری خوبه ولی من دوست ندارم آخه باید بیکار بشینی در ودیوار رو نگاه کنی منم که یک نفر هم سن سال خودم ندارم که حداقل باهاش حرف بزنم،ما از فامیلای عروس بودیم،عروس می شد نوه ی دختر خاله ی بابام چه نزدیک

عروس و داماد هر دوتاشون  کم سن وسال بودن به قول معروف هنوز دهنشون بو شیر می داد ازدواج هم کردن،ای بابا اصلا به من چه ربطی داره  ولش کن،ایشالا که خوشبخت بشن.

راستی تبریک می گم بالاخره تونستیم اولین مدالو تو المپیک توسط کیانوش رستمی در وزنه برداری بگیریم هوراااااا

نمیی دونین اون شبی که وزنه برداری کیانوش رستمی داشت من و مامان و بابا و مهدی چهار تایی نشته بودیم داشتیم وزنه برداری نگاه می کردیم هر بار که کیانوش میومد وزنه بزنه ما همون استرس داشتیم همش خدا خدا می کردیم به چهارده معصوم متوسل می شدیم از خودش بیشتر استرس داشتیم ،دیشب هم بابام سریع من و مامانم رو از تو عروسی بلند کرد به سرعت برق و باد رسوندمون خونه که وزنه  برداری نگاه کنیم آخرشم که پنجم شد ولی خداییش که یکی از مدالا حقش بود،امروز هم ساعت پنج و شش دقیقه کشتی حمید سوریان داره واسه اینم دعا کنید.

همین دیگه حرفی ندارم ،راستی خیلی کم نظر میدین نظر یادتون نره،بای بای





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 13 مرداد 1391 :: امینه

سلام سلام صدتا سلام خوبین؟

ببخشید دیر اومدم تا وقتی که مدرسه داشتم که اصلا وقت سر خاروندن نداشتم چه برسه به آپ کردن ،بعدشم که اصلا حوصله ی آپ کردن نداشتم فقط میومدم سر می زدمو می رفتم.

از این به بعد سعی می کنم  که بیشتر آپ کنم، چون خیلیا ازم خواستن که خاطراتمو بنویسم سعی می کنم که همین کارو بکنم.

خب بریم سراغ کارایی که امروز کردم.

امروز ساعت 10 بود که مامانم اومد سریع  منو مهدی(داداشم) رو بیدار کرد گفت سریع بلند شین الان خالهات میان میخایم بریم سرزمین عجایب من و مهدی هم از ذوق سرزمین عجایب سریع بیدار شدیم،خلاصه که رسیدیم اون جا اول که وارد شدیم بچه ها رفتن ترن سوار شدن

منو داییم هم رفتیم واسه خودمون بازی کنیم. دوتایی باهم رفیم یک بازی که نمی دونم اسمش چی بود بازی کریم بعد رفتیم ماشین بازی دو نفر، انگار ماشین واقعی بود گاز داشت،بایددنده عوض می کردی،خیلی باحال بود.بعد از اون رفتیم مسابقه ی اسب که هر کی اول می شد می تونست یک بازی دلخواه انتخاب کنه  که من و داییم هیچ کدوم اول نشدیم،اخرشم من رفتم یک بازی تنهایی بازی کردم  بازیش این جوری بود یه صفحه ی لمسی بود باید میوه ها رو از وسط دو نصف می کردی.

آخرش هم یه جا بود که عکس می گرفتی کاریکتورتو می کشیدن مهدی و یونس(پسر خالم)کاریکاتورشونو کشیدن خیلی خنده دار شده بود.

خلاصله که خیلی خوش گذشت.

تقربا ساعت2 ظهر بود اومدیم خونه یه کم تلویزیون نگاه کردم یه کم خوابیدم بعد هانیه(دوست صمیمیم)زنگ زد خونمون یه کم با هم حرفیدیم،تا نزیک افطار هم کامپیوتر بازی کردم ،افطار خوردیم،خداحافظ بچه و خنده بازار نگاه کردم الان هم که هم  وزنه برداری نگاه می کنم هم می نویسم تورو خدا واسشون دعا کنید که یک مقام  بیارن.

راستی فردا عروسی دعوتیم،ما که تا حالا عروسی تو ماه رمضون ندیدیم شما دیدن

همین دیگه خبری ندارم فعلا بای

راستی دعا فراموش نشه

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سلام دوستان خوش اومدین ...
بفرمایی پایین...

╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬ باید بری پایین تر :)
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬بازم برو
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬منتظر موضوعاتی دیگه؟ یا لینک ؟ امکانات؟ باید بری پایین تر :)
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬خسته نشدی اینقدر رفتی پایین؟
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬اوووووف چه جونی داری تو....
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬من که خسته شدم.... این همه پله رو اومدم پایین!؟
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬بعد اونوقت چجوری می خوای بیای بالا؟
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬خیلی جون داری!
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬ تو رو خدا نرو پایین!
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬من مردم الان....
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬ بخدا.... دیه .... نمی تونم...
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬ کولم کن!
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬ مرسی که کولم کردی :(
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬ بیا آواز بخونیم خستگی مون در بره
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬ بری باخ آی بری باخ
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬ لای لای لاهاهاهاهای
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬ داری می رسی!
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬ رسیدی!
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬ نرسیدی
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬ خیلی خب...
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬ گناه داری...
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬باشه حالا دیه رسیدی!
حالا که تا اینجا اومدی نظر یادت نره!
بووووووووووووس! ❀◕ ‿ ◕❀

مدیر وبلاگ : امینه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کد ِکج شدَنِ تَصآویر

کداهنگ برای وبلاگ

دریافت کد هدایت به بالا برای وبلاگ